ارث ومیراث

ارث ومیراث و هزاران ماجرای آن

ارث ومیراث

ارث و میراث و هزاران ماجرا

هر فردی قبل از مرگ خود، اختیار اموال خود را دارد و می­‌تواند هر عمل حقوقی که مالی را منتقل می­‌کند درباره­ی اموال خود انجام دهد. همچنین شخص می­‌تواند در مورد اموال خود به میزان یک سوم از آن را در وصیت خود تعیین تکلیف کند و پس از فوت او یک سوم اموال به‌نحوی که خود متوفی تعیین کرده است مصرف می­‌شود و دو سوم باقی بر اساس همان قواعد معروف ارث در قانون مدنی بین وراث تقسیم می‌گردد. در ماده­‌ی ۸۳۷ قانون مدنی:

اگر کسی به موجب وصیت یک یا چند نفر از ورثه‌­ی خود را از ارث محروم کند وصیت مزبور نافذ نیست. بنابراین نظر شخص متوفی فقط در مورد همان یک سوم اموال (در صورت وجود وصیت‌نامه) اثرگذار است و حق ندارد کسی را از ارث محروم کند. وصیت فرد نسبت به بیشتر از یک سوم دارایی و اموال وقتی محترم و معتبر است که ورثه آن را اجازه دهند.

در قانون یکسری موانع ارث وجود دارد؛

قتل از موانع ارث است؛ یعنی اگر فردی مورث خود را عمدا بکشد از ارث ممنوع می‌شود.

یکی از اصلی‌ترین قواعد برای تعیین ورثه است، حجب است. حجب حالتی از ورثه است که بواسطه­ بودن وارث دیگر از بردن ارث کلا یا جزئا محروم می­‌شود.(ماده ۸۸۶ ق.م)

برای تشخیص حجب از ضابطه­‌ی اقربیت و نزدیکی به میت استفاده می‌­کنیم. یعنی طبقات ارث وجود دارد که با وجود و زنده بودن هر طبقه، طبقه­‌ی پایین­‌تر از ارث بردن محروم می­‌شود. اجازه دهید با یک مثال موضوع را گویا­تر کنم. تا زمانیکه حتی یکی از پدر و مادر و فرزندان که در طبقه­‌ی اول قرار دارند زنده‌اند دیگر خواهر و برادر ارث نمی­‌برند. همسر در کنار هر طبقه قرار می‌گیرد و ارث می‌­برد.

کفر: بر اساس فقه اسلامی و قانون مدنی هیچ گاه یک کافر از اموال یک مسلمان که فوت کرده است ارث نمی­‌برد. برای مثال ممکن است فرزند یک نفر کافر باشد، با فوت پدر به فرزند او که کافر است ارث نخواهد رسید (ماده ۸۸۱ ق.م مکرر)

اگر یک فرد کافری فوت کند و در میان ورثه‌­ی او یک مسلمان باشد، شخص مسلمان مانع از ارث بردن سایر ورثه­‌ی کافر می­‌شود هرچند از لحاظ قرابت و نزدیکی عقب‌تر باشد و تمام اموال به او می­‌رسد.(ماده ۸۸۱ق.م مکرر)

قاتل بودن وارث: اگر وارث، مورث خود را به هر نحوی به قتل برساند، از ارث محروم می‌­شود و دلیل این موضوع شفاف است که برای جلوگیری از جرم قتل برای ارث است و کسی برای رسیدن به ارث اقدام به قتل نکند. مسلما این قتل باید عمدا باشد تا از ارث محروم
کند.(ماده ۸۸۰ قانون مدنی)

اگر قتل عمدی مورث به حکم قانون بوده باشد (برای مثال قصاص) یا برای دفاع باشد قاتل از ارث محروم نمی­‌شود و حکم ماده‌­ای که ذکر کردم جاری نخواهد شد.(ماده ۸۸۱ ق.م)

معنا و مفهوم وصیت تملیکی عبارت است از این است که کسی مال یا سود آن را به طور مجانی در اختیار شخص دیگری قرار دهد تا بعد از فوت او این کار به انجام برسد. اگر این نوع وصیت از ثلث ثروت بیشتر باشد، لازم الاجرا نیست مگر این که وراث اجازه دهند تا این کار به انجام برسد، حتی اگر برخی از وراث اجازه انجام این کار را بدهند، فقط نسبت به سهم شخص اجازه دهنده ارث قابل اجراست.
چند اصطلاح حقوقی در مورد وصیت عبارت است از: موصی همان وصیت کننده بوده، موصی له ، همان کسی است که وصیت تملیکی به نفع او صادر شده است. موصی به، همان مورد وصیت است.

وصیت نامه و انواع آن
وصیت تملیکی: وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجانا تملیک کند. این وصیت اگر زاید بر ثلث باشد، نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند، فقط نسبت به سهم او نافذ می شود.وصیت کننده، موصی است. کسی که وصیت تملیکی به نفع او شده است، موصی له است. مورد وصیت، موصی به است.
وصیت عهدی: وصیت عهدی عبارت است از این که شخصی یک یا چند نفر را برای امر یا اموری یا تصرفات دیگری مامور می نماید.
وصیت کننده (موصی): کسی که به موجب وصیت عهدی، ولی بر مورد ثلث یا بر صغیر قرار داده می شود، وصی نامیده می شود.

حال اگر کسی به موجب وصیت یک یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم کند، وصیت مزبور نافذ نیست.
این وصیت به خاطر مخالفت با قواعد آمره باطل است و امکان تنفیذ آن وجود ندارد. حتی در صورتی که وارث محروم این وصیت را قبول کند، این وصیت نافذ نخواهد شد. زیرا مواد قانونی مربوط به ارث از قوانین آمره هستند که توافق افراد نمی تواند مخل آن شود و قاعده ای را که قانونگذار ایجاد کرده است را تغییر دهد.
اما مورث می تواند در قالب عقود مختلف و قبل از زمان مرگ، با انتقال اموال خود، این نیت خود را عملی کند. البته لازم به ذکر است از میان عقودی که در ذیل به آنها اشاره می شود، صلح عمری به دلیل حفظ مالکیت مورث قبل از زمان مرگش راهی مطمئن تر و منطقی تر به نظر می رسد.
صلح عمری: همان است که اگر شخصی بخواهد بخشی از املاک و مستغلات و دارایی خویش را به فرزند خود یا کسی بدهد اما کاملا اختیار مال و یا املاک مورد نظر و همچنین سود دریافتی از ماحصل اجاره به طرف مقابل منتقل نشود و مالک اولی در مواقع به خصوصی که مد نظر او می باشد دوباره آن مال را به تملک خود دربیاورد.
در این نوع عقد معمولا شخص می خواهد مال خویش را به شخصی منتقل و در عوض شخص دوم نیز تعهداتی در مقابل شخص اول قبول می نماید و اگر شخص دوم که متصالح نام دارد از انجام تعهدات خودداری نماید، مصالح یا شخص منتقل کننده مال می تواند با فسخ عقد، آن را دوباره به تملک خود دربیاورد.
برای نیل به این منظور، طرفین به دفتر اسناد رسمی مراجعه و سند مصالحه به شرط عمری میان ایشان بعد از انجام تشریفات قانونی تنظیم می گردد و عین مال به صورت مشروط به متصالح منتقل و منافع در دست مصالح باقی می ماند.
در مورد چنین صلحی در طول استمرار عقد اگر مصالح فوت نماید، مال مورد نظر به متصالح انتقال قطعی شده و به دیگر وراث چیزی از این بابت منتقل نمی شود. و اگر در این مدت متصالح به تعهدات خود عمل ننماید، مصالح با مراجعه به دفترخانه محل ثبت سند آن را فسخ و مال مورد نظر را به تملیک خود در می آورد.
بیع: مورث می تواند تا قبل از مرگ خود با انتقال اموالش از طریق بیع قانونی به اشخاصی که در نظر دارد، وراثی که قصد محرومیت آنان از ارث را دارد، عملا از ارث محروم کند.
وقف: از آنجا که در وقف عین مال حبس و منافع آن تسبیل می شود و چون این حبس موبد و دائمی است، مورث با وقف اموال خود، عملا وراثی که در نظر دارد را از ارث محروم می کند.
هبه: که طی آن مورث مال خود را مجانا به کس دیگری تملیک می کند. در این صورت نیز مورث قبل از مرگ خود اقدام به انعقاد عقدی نموده و بر اساس آن عملا افرادی را که بخواهد از ارث محروم می کند.

قواعد مربوط به ارث، نحوه تقسیم اموال بین وراث و سهم هریک از وراث در ماترک متوفی از جمله احکامی است که به طور ویژه در قرآن کریم مورد اشاره شارع مقدس قرار گرفته و از این جهت، جزو قواعد و احکامی است که عدول از آنها به هیچ وجه جایز نیست. برای همین هم، موضوع ارث باید با دقت و حساسیت ویژه ای مورد بررسی قرار گیرد.

وصیت عهدی
بدین معنی است که شخصی، یک یا چند نفر را مامور می کند تا در امری یا اموری یا تصرفات دیگری کاری را به انجام برسانند.

وصیت کننده (موصی)
کسی که براساس وصیت عهدی، نسبت به تلث یا بر صغیر ولی شمرده می شود، وصی نامیده می شود.
بنابراین اگر کسی بنا به وصیت خود، یک یا چند نفر را از ارث محروم کند، در این صورت این افراد هرگز نمی توانند از ارث او چیزی منتفع شوند و این چنین وصیتی هرگز قابل اجرا نیست.
این چنین وصیتی به دلیل تناقض با قواعد آمره باطل است و هرگز قابل اجرا نیست. حتی اجازه وراث محروم باعث نخواهد شد تا به اجرا در بیاید . بخاطر این که قوانین ارث ، قوانین آمره بوده و هرگونه موافقت و توافق افراد نمی تواند به لازم اجرابودن آن خللی وارد کند و هرگز قانون قانون گذار را تغییر نمی دهد.
مورث می تواند براساس عقود مختلف و قبل از این که فوت کند، اموال مربوط به خود را منتقل کند و نیت موصی را عملی کند. تنها صلح عمری می تواند منطقی ترین راه حل برای انتقال اموال موصی به شخصی مورد نظر باشد که قبل از مرگ می تواند به مرحله اجرا دربیاید.

صلح عمری
عقدی است که شخص می تواند بخشی از ملک و مستغلات و دارایی خود را به فرزند یا به شخص دیگری واگذار کند البته این چنین شخصی نمی تواند از کل ملک یا اموال او به طور کامل استفاده نماید و هر زمان که شخص اول بخواهد می تواند دوباره اموال خود را به تملک خود دربیاورد و از آن ها استفاده نماید.
براساس این نوع عقد، شخص اول یا مصالح می تواند بخشی از اموال خود را به کس دیگری که متصالح نامیده می شود واگذار نماید که در عوض او براساس تعهداتی ملزم به انجام یکسری کارها می شود و اگر از انجام کارها خودداری کند اگر شخص دوم از انجام تعهدات خود سرباز بزند، شخص اول می تواند عقد مذکور را باطل کرده و دوباره اموالی که به او داده را به تملک خود دربیاورد.

ظرف دارایی های افراد
هر فردی با زنده متولد شدن، دارای یک ظرف اعتباری حقوقی برای دارایی هایش می شود که در این ظرف، مجموع دارایی های مثبت(اموال و بستانکاری ها) و دارایی های منفی(بدهکاری ها) در طول عمر فرد وارد می شود؛ وقتی فرد از دنیا می رود، این ظرف اعتباری از شخصیت وی جدا شده و به عنوان یک شخصیت حقوقی مستقل، با عنوان ترکه یا ماترک ، به حیات خود ادامه می دهد. پس از فوت فرد، باید حساب و کتاب اموالش رسیدگی شود و از ظرف دارایی هایش ابتدا هزینه کفن و دفن، هزینه های درمانی احتمالی اش، حقوق خدمه و کارگرانش، بدهی های دارای حق وثیقه و بدهی های عادی اش، مهریه همسرش و سایر وصیت هایش انجام شود؛ سپس اگر چیزی در این ظرف باقی ماند، به عنوان ارث بین وراث قابل تقسیم است.
افراد تا زمانی که زنده و در قید حیات هستند، حق همه گونه دخل و تصرف در اموال و دارایی های خود را دارند، می توانند اموالشان را منتقل کنند، یا ببخشند یا حتی تلف کنند؛ مالشان است و اختیارش را دارند. اما به محض اینکه یک نفر فوت می کند و از عالم فانی به عالم باقی می رود، دیگر اختیاری برای دخل و تصرف در اموالش را ندارد و همانگونه که گفته شد، ظرف اعتبار اموالش از فرد متوفی جدا شده و زندگی مستقلی پیدا می کند. فرد متوفی اگر تا زمان فوت برای اموالش تصمیم نگرفته باشد، تنها برای میزان محدودی از اموالش از طریق وصیت تصمیم گیری کند؛ در واقع متوفی در صورت داشتن وصیت نامه می تواند بعد از مرگش در خصوص یک سوم اموالش دخل و تصرف کند، بیشتر از این مقدار دیگر در صلاحیت متوفی نیست و وراث هستند که باید در خصوص آن تصمیم بگیرند.

حال در شرایطی که متوفی حق محدودی برای دخالت در اموالش دارد، آیا می تواند یکی یا چند نفر یا همگی وراث را از ارث محروم کند؟
فرد تا زمانی که زنده است می تواند همه گونه دخل و تصرفی در اموال خودش داشته باشد. برای مثال فردی که خانه های متعدد و اموال زیادی دارد، تا در قید حیات است، می تواند به موجب سند رسمی یا هرگونه انتقال قطعی، اموالش را به نام دیگران انتقال دهد؛ هیچ کس هم نمی تواند به او اعتراضی داشته باشد. زیرا مال خودش بوده و اختیارش را داشته است. البته باید توجه داشت کسی نمی تواند پیش بینی کند چه زمانی مسافر آخرت است تا بر اساس آن تصمیم گرفته و اموالش را تقسیم کند؛ اما بهرحال منعی برای این تقسیم وجود نخواهد داشت.

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر