قرار داد بیع

نمونه متن قرارداد بیع یا خرید وفروش اموال غیر منقول

قرار داد بیع

نمونه متن قرارداد بیع یا خرید و فروش اموال غیرمنقول

ماده۱- طرفین قرارداد

۱-۱فروشنده/فروشندگان: خانم/آقای ...فرزند.... به شماره شناسنامه......صادره از...... متولد...... ساکن......به کد ملی....... با وکالت/قیمومت/ولاتی/وصایت ...... فرزند......به شماره شناسنامه......متولد ..... به موجب.....


۱-۲خریدار/خریداران: خانم/آقای ...فرزند.... به شماره شناسنامه......صادره از...... متولد...... ساکن......به کد ملی....... با وکالت/قیمومت/ولایتی/وصایت ...... فرزند......به شماره شناسنامه......متولد ..... به موجب.....


ماده۲- موضوع و مشخصات مورد معامله:

عبارت است از انتقال .....دانگ یک.....دارای پلاک ثبتی شماره...... فرعی از اصلی قطعه ....واقع در بخش......حوزه ثبتی.....به مساحت.....مترمربع به انضمام پارکینگ..... و انباری...... دارای حق اشتراک آب/برق/گازو ...به شماره... به نشانی....

ماده۳- ثمن مورد معامله:

۳-۱ث من مورد معامله به طور مقطوع ..... ریال تعیین گردید.


۳-۲ همزمان با این توافق، مبلغ .... ریال معادل... توامن نقدا طی چک شماره ... شعبه....به فروشنده پرداخت گردید.باقیمانده ثمن.... ریال در زمان تنظیم سند در دفتراسناد رسمی پرداخت خواهد شد.

ماده۴- شرایط مربوط به تنظیم سند:

۴-۱ طرفین متعهد گردیدندجهت تنظیم سند، طبق قرارداد در تاریخ .....در دفتر اسناد رسمی شماره ... حاضر شوند و فروشنده متعهد گردید سند را به نام خریدار یا هرکسی که خریدار معرفی میکند انتقال دهد.در ضمن، اجرای تعهد به تنظیم سند از جانب فروشنده به نام انتقال گیرنده بعدی، موکول به احراز انتقال از طریق ارائه قرارداد می باشد.در صورت عدم حضور هر یک از طرفین در دفتر اسناد رسمی برای تنظیم سند، گواهی سردفتر مثبت تخلف نامبرده است.عدم ارائه اصول ومستندات از طرف فروشنده و عدم پرداخت ثمن از طریق خریدار، در حکم عدم حضور است.سردفتر در موارد مزبور مجاز به صدور گواهی عدم حضور می باشد.


ماده۵- شرایط تسلیم مورد معامله:

فروشنده موظف است مورد معامله را در تاریخ...با تمام توابع و ملحقات و منضمات آن تسلیم خریدار کند و هرگونه موانع در استیفا و بهره برداری کامل از مورد معامله را برطرف کند.
در صورتی که معلوم گردد، مورد معامله در اثر قوه قاهره قابلیت انتقال نداشته و این مورد مربوط به زمان انعقاد مبایعه نامه می باشد، عقد باطل است و فروشنده موظف است ثمن دریافتی را به خریدار مسترد کند.


در صورتی که معلوم گردد مورد معامله به هر علتی غیر از عامل قوه قهریه مانند رهن، مصادره،عملیات اجرایی دادگستری و یا اجرای اسناد رسمی، مستحق للغیر و یا غصبی بودن، قانونا قابل انتقال به خریدار نبوده، فروشنده موظف است علاوه بر استرداد ثمن معامله، معادل... ریال بعنوان خسارت به خریدار بپردازد.
کلیه هزینه های ناشی از تسلیم مورد معامله، بعهده فروشنده است، مگر اینکه بصورت دیگری توافق شده باشد.

ماده۶- آثار قرارداد:

۶-۱ این قرارداد فروشنده را از هرگونه انتقال مورد قرارداد به هر عنوان و به هر دلیل به غیر ازخریدار منع می کند و در صورت تخلف و انتقال به غیر، خریدار حق خواهد داشت درخواست فسخ قرارداد را نموده و یا با اقامه دعوی ابطال بطرف فروشنده و منتقل الیه، الزام فروشنده را به انتقال مورد معامله بخواهد.


۶-۲ در صورتی که الزام ممکن نباشد، خریدار حق فسخ معامله را دارد و فروشنده موظف است کلیه هزینه هایی را که خریدار متقبل شده بپردازد و معادل... ریال به عنوان خسارت تخلف از عدم انجام تعهد به وی پرداخت کند.


۶-۳ فروشنده متعهد است قبلا و یا حداکثر تا زمان مقرر برای تنظیم سند رسمی، کلیه مجوزها و مدارک لازم از مراجع مختلف در خصوص مورد معامله از قبیل مفاصا حساب شهرداری، مالیاتی و غیره اخذ کند.


۶-۴ فروشنده موظف است کلیه بدهی های احتمالی در خصوص توابع، اعیان، مستحدثات و امکانات موجود در مورد معامله را حداکثر تا زمان تنظیم سند رسمی تسویه نماید.


۶-۵ هزینه های نقل و انتقال اعم از دارایی و عوارض شهرداری بر عهده فروشنده، حق الثبت و حق التحریر برعهده ... می باشد.


۶-۶ قیمت توافق شده برای معامله در بند ۱ ماده۳ به هیچ عنوان و به جهت نوسان قیمت مورد معامله قابل تغییر نیست و از این حیث برای فروشنده یا برای خریدار حق ادعایی متصور نیست.


۶-۷ کلیه خیارات از جمله خیار غبن به استثنای خیار تدلیس با توافق طرفین اسقاط گردید.


۶-۸ در صورتی که عدم اجرای تعهد از جانب فروشنده باشد، وی مکلف است به ازای هرروز تاخیرمبلغ... ریال به عنوان خسارت تاخیراجرای تعهد به طرف مقابل پرداخت کند.خسارت مذکور علاوه بر انجام تعهد اصلی بوده و با آن قابل جمع است.



فردی که وکالت دادگستری رابه‌عنوان حرفه خود برمی‌گزینددروهله نخست لازم است تحت تعلیمات ویژه‌ای قرار گیرد و به درستی ارشاد شود.این تعلیمات بایددربردارنده‌ دفاع قوی،درست، مؤثر،بجاوبه موقع ازحقوق موکل باشد.رعایت نکردن فنون خاص دفاع وازدست دادن فرصت آن، دراکثرمواردسبب ورود لطمات جبران ناپذیری به حقوق موکل شده ویقینا عدم اعتماد به جامعه وکلارانیزدرپی خواهدداشت.

ویژگی ها و شرایط یک وکیل خوب و موفق کدام است؟

۱ - وکیل دادگستری باید نخست خود موکل را دادرسی کند و هرگاه پی برد راست می گوید به دادخواهی از سوی او برخیزد. سخنی نغز و بخردانه که جای اندیشیدن و به کاربستن دارد.

۲ - به راستی اگرچه وکالت در شمار پیشه های آزاد است. اما کمی ژرف نگری و سنجش آن با دیگر گونه ها روشن می سازد که جدای از همه آنهاست و آشکارترین نشانه این جدائی که در رای وحدت رویه شماره۶۰۷-۲۰/۶/۱۳۷۵ هیئت عمومی دیوان عالی کشور هم آمده است آنکه چون کار وکیل از برازندگی ، شایستگی و گوهرنهادی خود او بالا می گیرد. نه از جایگاه و خوشنمائی دفتر وی پس از حقی که دیگر پیشه های آزاد در دنبال دارند برخوردار نیست.

۳ - گفته اند قاضی و وکیل دادگستری دوبال فرشته دادگستری اند. نمادی دل انگیز از همراهی دو کارگزار هریک از سوئی برای به انجام رسانیدن آرمانی خدائی. اما چنانچه دوبال یکی شود. آیا کارشدنی خواهد بود؟

۴ - نامی شدن دراین کار درگرو چونی نه چندی آنست و اینکه وکیل تا چه اندازه می تواند به کمک دانش و آزمودگی و چیره دستی خود حقی را زنده کند. نادرستی را از میان بردارد و دست ستمی را کوتاه سازد. البته اگر توان گردآوری چون و چند با هم باشد زهی نیک بختی .

۵ - دستگاه قضائی به سبب ماهیت کاری آن اصولا دارای مراجعین ناراضی و گله مندمی باشد ، عموم مردم اظهار نارضایتی از آن می نمایند ، مخصوصا افرادی که رای به ضررآنان صادر می گردد.

برخی ازاین افراد برای ارضاء روانی خود ، انواع تهمت ها و تخلفات را به قاضی صادرکننده حکم وسایراعضاء دادگاه نسبت می دهند و جو ناسالمی علیه آنها بوجود می آورند بدون اینکه حرف ها ومسائل ادعایی چنین افرادی استناد یا محملی داشته باشد وگاه اقدامات افراد کلاهبردار ودلال مآب نیز قضیه را تشدید می نماید مثلا با اخذ وجه از یکی از طرفین که حالا محکوم له واقع شده است ، مدعی پرداخت آن به فلان شخص می گردند و به هرحال بنحوی به گوش محکوم علیه می رسد که درذهن خود آنرا یک عمل قطعی فرض می نماید و همه چیز را به دادگستری نسبت می دهد ، وظیفه یک وکیل است که از حیثیت دادگستری و دیگران دفاع کند و نگذارد بی دلیل چهره ی افراد خوب در اذهان مخدوش شود ، زیرا حفظ قداست و ابهت دادگستری یعنی حفظ نظم و قانون و حرمت افراد ، ومطمئنا کسانی که شان دادگستری را رعایت ننمایند ، حرمت وکیل و کارشناس ودیگران رانیز رعایت نخواهند کرد .

۶ - پس وکیل خوب باید تحت هرشرایطی در عمل و درگفتار خود با چنین افرادی همداستان نشده و درشناساندن جایگاه و شان رفیع قضاوت ودستگاه قضائی بکوشد ، عمل اشتباه یک نفر را به کل دادگستری تعمیم ندهد وزحمات صادقانه ومسوولانه قضات و کارکنان صحیح العمل را هدر ندهد . منصفانه و واقع بینانه با قضایا برخورد کردن و پرهیز از احساسی نگاه کردن به قضایا ، بسیاری ازمشکلات را حل می کند .

۷ - مبادا برای توجیه شکست خود در پرونده ( البته شکست به زعم بعضی افراد ، چون وکیلی که وظیفه خود را بدرستی انجام داده باشد ، نتیجه ولو به ضرر موکل او تمام شود شکست محسوب نمی شود ) مثل بعضی افراد از واقعیات غافل شود و فقط چند نکته مثبت به نفع خود را ببیند . باید بدون اینکه مشکلات خود را درذهن تصور نماید، سعی کند درهمه حال بی طرفانه داوری نماید و عادلانه قضاوت کردن را در ذهن خود تمرین کند و آنرا در تمام شوون زندگی خود ولو زمانی که خود یک طرف قضیه هست بکاربندد.

۸ - شاید هیچ شغل و حرفه ای به اندازه وکالت مستلزم برخورد و جدل با همکار خود نباشد زیرا هر وکیل دادگستری اصولا باید معتقد به استحقاق موکل خود نسبت به موضوع دعوی و درامور کیفری معتقد به بی گناهی موکل خود حداقل در اوصاف اتهام انتسابی باشد ، از طرفی وکیل طرف دیگر دعوی نیز اصولا معتقد به حقانیت ادعای موکل خود و خواستار حکم به نفع موکل خویش و احقاق حـق می باشد ، این وضعیت خواه ناخواه شرایطی بوجود می آورد که مستلزم رد و بدل استدلالات و مباحث گوناگون می شود و حتی گاهی ممکن است وکلا با شدت و حدت زیادی به بحث بپردازند و شاید هم به اقتضای وضعیت کلام هم را قطع و نکته ای را یاد آوری نمایند ( گر چه اصولا نباید چنین باشد ) دراین حالات اگر و کیل کم تجربه باشد یا کنترل خود را از دست بدهد ممکن است صحنه این نوع جلسات به صحنه ی جر و بحث و کار و زار تبدیل و هرطرف به نوعی در صدد تحقیر و تخفیف همکار خود برآید و حتی کار به جاهای باریکتر برسد و خدای ناکرده به عنوان نمودن ضعف های احتمالی شخصی هم بپردازند و ... ،در حالی که این گونه اعمال به هیچ وجه در شان و شایسته وکیل نمی باشد ، یک وکیل باید بداند که طبع کار او چگونه است

۹ - به مقتضای این کار خود را از هر نظر آماده نماید ، هم از نظر تسلط علمی ، هم از نظر خونسردی درمباحث و عکس العملهای مختلف در جلسات مهم و پرشور ، و هم از جهت رعایت اخلاق و ادب و نزاکت جمع، مخصوصا همکار خود که درمقـابــل او ایـستــاده است.

۱۰ - بنظر می رسد یکی از راههای خونسردی و متانت در دفاع ، تسلط علمی بر قضیه و اشراف کامل بر موضوع و زوایا و جزئیات پرونده است که وکیل از قبل بر نقاط قوت و ضعف حقوق موکل خود و طرف او آگاهی می یابد و به اقتضای وضعیت ، در جلسه دادگاه نیز عکس العمل مناسب نشان می دهد که نیاز به برافروختن و خارج شدن از حد اعتدال نباشد .

۱۱ - طبق آموزه های دینی و براساس منطق عقلی و وجدانی و اصول رفتار اجتماعی و انسانی، صلح وسازش مورد تشویق و تاکید قرارگرفته است و افرادی که در این زمینــه فعالیــت می نمایند و توانائی حل وفصل اختلافات و مناقشات را دارند ، همواره مورد احترام و تکریم مردم بوده و به نوعی بر قلوب اشخاص حکومت می نمایند ، ازجمله اشخاصی که می تواند در زمینه صلح و سازش موثر و فعال باشد وکیل دعاوی است ، زیرا به سبب ماهیت شغل ، افراد زیادی که بنحوی با دیگران دارای اختلاف و تضاد منافع می باشند ، جهت دریافت مشاوره و ارائه راهکار تخصصی و یا پذیرش وکالت و طرح دعوی به وی مراجعه می نمایند.

۱۲ - وکیلی که مسلط به امور باشد و احساس مسوولیت بیشتر نماید و همواره مصلحت واقعی مراجعین و موکلین و مردم را در نظر داشته باشد می تواند زمینه صلح و سازش را فراهم نماید و این امر می تواند به طرق گوناگون به منصه ظهور برسد

۱۳ - وکیل دادگستری موفق به خوبی می تواند به اقتضای قضیه وی را آرامش دهد و ازتصمیمات عجولانه وی جلوگیری نماید و وکیل نیز نباید از روی احساس تصمیم گرفته ، سریع تابع عواطف شده ، عقل و منطق را فراموش نماید یا در مواردی گرچه حق با مراجعه کننده و موکل باشد ، اما ممکن است با مذاکره و دعوت طرف وی و جدیت در حل و فصل قضیه و اندکی کوتاه آمدن از چیزی که موکل تاکید برآن دارد و به اصطلاح با تخفیف معقول خواسته ، می توان موضوع را به خوبی به پایان رساند ، بدون اینکه ماهها یا حتی سالها گرفتار کشمکش در دادگستری و مراجع دیگر شد.

۱۴ - اقدامات مصالحه جویانه وکیل قطعا یکی از مواردی است که در افکار عمومی و دادگاهها وکیل را بعنوان وکیل خوب جلوه می دهد و همین امر خیلی مهم خواهد بود ، گرچه ممکن است تاثیر آن فوری و آنی نباشد ، بعلاوه اجر معنوی آن قابل قیاس بامادیات نخواهد بود و از یاد نبریم که روزی ما مقدر شده و روزی رساننده خالق هستی است . در هرصورت به نظر می رسد وظیفه انسانی ، اخلاقی ، شرعی و قانونی وکیل اقتضای این امر را دارد که به هرنحو ممکن (بــطور متعارف ) درجهت اصلاح بین طرفین بکوشد .

هدف ونیت وکیل دادگستری،فقط و فقط باید اجرای صحیح عدالت واحقاق حق فرد باشد.نیازی نیست لباس رزم بر تن کرده و فنون نبرد و تعرض وهجوم به مخاطب رابیاموزیم.می‌توان جلسات دادرسی را باکمال آرامش وادب ومتانت برگزار کرد. می‌توان به‌جای جنگیدن و به‌کاربردن الفاظ ناشایست و ناروا الفاظ مؤدبانه و محترمانه که نشانه‌ شخصیت وکیل دادگستری است استفاده کرد،می‌توان به‌جای برخوردناصحیح وترش‌رویی وعصبانیت، به دلایل منطقی،مستدل ومحکمه‌پسند روی آوردوجلسه رسیدگی راازمیدان جنگ ونبرد،تبدیل به محفلی گرم ودوستانه کرد که طرفین درعین احترام به یکدیگر،ازحقوق خودنیزمستدلا دفاع می‌کنند.یک وکیل باید زمان ومکان دفاعیات خود رابه درستی بشناسد.

بداند«کجاباید فلان مطلب راگفت وکجا نباید گفت،کجابایدفلان مطلب رانوشت ودرچه موقعیتی بایداز نوشتن آن خودداری کرد».این فنون از پرونده‌ای به پرونده دیگرمتفاوت است وبسته به موضوع، دراشکال مختلف بروزوظهورپیدا می‌کندونمی‌توان شیوه و قاعده‌ای کلی برای آن تعریف وترسیم کرد.آنچه مهم است زیرکی ونکته‌سنجی وکیل است که بداند ازهر چیزی درکجاوچطوروبه چه روشی استفاده کندتابیشترین وبهترین تاثیرراازخودبرجای گذارد.رعایت توازن بین تمامی این موارد که حتی گاهی بایکدیگربه شدت درتعارض وتناقض اند،کارسهل وساده‌ای نیست،ازاین‌روست که وکالت را به هنر تشبیه کرده ووکیل را نیزهنرمندخطاب کرده‌اند.

دراین راستا،فن دفاع همان چیزی‌است که از وکیل دادگستری فردی هنرمند می‌سازد.هنرمندی که گرچه هنرش به‌صورت بصری وفیزیکی مجال ظهورنمی‌یابدولی تبلورآن رابه خوبی می‌توان درجلسات رسیدگی محاکم قضایی مشاهده کرد.

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر